عبد الحسين نوايى
150
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
داد و در عوض هر چه جواهر و نفايس در خزانهء محمد شاهى بود صاحب شد و همه را به ايران آورد ، من جمله تخت طاوس و الماسهاى معروف كوه نور و درياى نور و تاجماه و محمد شاهى . شرح اين نفايس و قيمت و ارزش افسانهاى آنها در كتب مختلف ، من جمله كتاب جوناس هانوى انگليسى كه خود در آن هنگام در ايران بود ، آمده است . وى قيمت اين غنايم را برابر با 000 / 000 / 87 ليرهء انگليسى تخمين مىزند . شرحى كه تاورنيه در حدود صد سال پيش ازين تاريخ راجع به تخت طاوس نوشته ، نوشته جوناس هانوى را تأييد مىكند . تاورنيه مىنويسد : « اين تخت به همان شكل و به همان اندازهء تخت خوابهاى سفرى ماست يعنى تقريبا شش پا طول و چهار پا عرض دارد . در روى چهار پايهء آن كه بسيار كلفت است و بيست تا بيست و پنج شست دست ، ارتفاع دارد ، چهار ميله كار گذاشتهاند كه تخت در روى آنها قرار دارد . در روى اين ميلهها 12 ستون است كه از سه طرف روپوش تخت بر روى آنها قرار دارد و طرفى كه روبروى حياط است ، روپوش ندارد . هم پايهها و هم ميلهها كه بيش از 18 شست دست عرض دارند ، كلا از طلاى ميناكارى مرصع به الماس و ياقوت و زمرد پوشيده شدهاند . در ميان هر ميلهاى ياقوت درشتى ديده مىشود كه در وسط و اطراف آن چهار زمرد است كه به شكل صليب درآوردهاند در طول ميلهها ، جابجاى ، از همين صليبها ديده مىشود و طورى آنها را قرار دادهاند كه در يكى از آنها ياقوت در وسط است و چهار زمرد در چهار طرف و در ديگرى زمرد در وسط است و چهار ياقوت در چهار طرف . زمردها را سطح تراشيدهاند و در جاهايى كه در ميان ياقوتها و زمردهاست الماسهائى نشاندهاند . بزرگترين اين الماسها بيش از ده تا دوازده قيراط نيست و همهء آنها نگينهاى مسطح هستند ، در بعضى نقاط مرواريدهائى است كه در طلا نشاندهاند . در يكى از اضلاع طول تخت چهار پله است كه از آن بالا مىروند . از سه پشتى يا بالشى كه در روى تخت است ، يكى كه در پشت شاه گذاشته مىشود درشت و گرد است ، مانند متكاهاى ما و آن دو پشتى